سیمرغ صدایی به رنگ انسانیت

8م تیر, 1389

بیایید در تاریکی شمعی روشن کنیم و به واقعیات جامعه ی موسیقی ایران بنگریم.

در این یادداشت می خواهم از جایگاه و دیدگاه یک نوازنده که چند سالی را در ارکستر های مختلف ایران زمین به نوازندگی پرداخته، پرده را اندکی کنار زده و چند سطری از اتفاقات پس پرده ی محیط ها و جامعه ی موسیقائی ایران بیان کنم.

پس از اندکی تامل به این نتیجه خواهیم رسید که اخلاق مداری بسان پدیده ای که بر اثر معظلات اجتماعی از همه ی ارکان زندگی ما خارج شده است، از جامعه ی موسیقی نیز رخت بربسته و مادی گرایی کم و بیش جایگزین آن شده که هنر ایران زمین از این بابت دچار ضربه های فراوان شده است.

امیدوارم خواننده ی محترم، این نوشته را با شکایت یا تمجید نامه اشتباه نگیرد و با لحن انتقادی آن را مطالعه نفرماید چرا که به هیچ وجه قصد گله و شکایت و انتقاد، یا تعریف و تمجید و نان قرض دادن به هیچ کس و هیچ عده ای را ندارم و فقط و فقط به بیان اتفاقات افتاده از دیدگاه یک نوازنده می پردازم.

در ارکستر های زیادی نواخته ام که هم برایم محیط درس و تحصیل بوده و هم محیط کار و به خاطر این موقعیت با افراد بسیاری معاشرت کردم که باز، معاشرت با آن ها هم برایم کلاس درس بود هم مایه ی افتخار.

در طول یک دهه فعالیت موسیقائیم تنها دو ارکستر بود که هم از نظر شخصیتی در من تاثیر فراوان داشت هم از نظر کاری برایم پر محتوی بود چرا که از روز اول هدفمند رفتار کردند و هدفشان نه برای کسب مقام و ثروت بلکه برای خدمت به هنر ایران بوده و هست.

از ارکستر اول اسمی به میان نمی آورم چرا که قصد دارم به طور مجزا به آن بپردازم و واقعا جایش در موسیقی ایران خالیست و حقش، به خاطر حق گویی هایش زیر پا گذاشته شد وعاملان این حق کشی باید بدانند در نهایت حق به حق دار خواهد رسید و باز باید بدانند اکثر هنرمندان قید بسیاری از مسائل که در زندگی روزمره افراد عادی حائز اهمیت است را زده اند و بعد به کار هنر پرداخته اند به خصوص وقتی هنرمند، هنرمند ایرانی باشد و مهم ترین خصلت یک هنرمند ایرانی این است که هیچ گاه از پا نمی نشیند.

اما ارکستر دوم که در سال 1388 (2010- 2009) افتخار آشنایی و همکاری کوتاه مدت را با آن داشتم، ارکستر سیمرغ نام دارد. ارکستری با آهنگسازی حمید متبسم، رهبری محمد رضا درویشی و سلوی آواز همایون شجریان.

چند ماه قبل تصمیم داشتم این مقاله را بنویسم اما چون در حال همکاری با ارکستر سیمرغ بودم موقعیت را مناسب ندیدم در آن زمان این گفته ها را به زبان بیاورم اما این جملات مرتب در ذهنم نجوا می کرد.

حال چند ماهی است همکاری من به علت مهاجرت و نبودم در ایران با سیمرغ قطع شده و این فرصت را غنیمت شمردم که نجواهای ذهنم را با شما در میان بگذارم.

در تمام رسانه ها تاریخچه ارکستر سیمرغ و اهداف آن مطرح شده است و اگر پی گیر اخبار موسیقی دستگاهی ایران باشید از رویداد ها و فعالیت های ارکستر سیمرغ هم با خبر هستید پس دیگر نیازی به ذکر دوباره ی آن نیست اما دو ویدئو کلیپ از این ارکستر در اینترنت موجود است، آن ها بعد از سه روز تمرین ضبط گردیده اند، همه می بینیم با توجه به این که قطعات برای کار، قطعات سنگینی هستند اما ارکستر تمیز و ژوست صدا می دهد و قطعات به دل شنونده می نشیند.

موسیقی دانان و موسیقی شناسان به خوبی می دانند واقعا برای هماهنگی چنین ارکستر هایی که تعداد نوازندها زیاد است و چند صدایی نوشته می شوند تمرین بسیار لازم است آن هم وقتی ارکستر، ارکستر ایرانی باشد و در اکثر موارد به خاطر نوع ساختار ساز ایرانی مشکل کوک وجود دارد مخصوصا وقتی قرار باشد این ارکستر، موسیقی شرق را بنوازد که یکی از مهم ترین وظایف آن انتقال احساس به شنونده است چه از طریق ملودی و چه از طریق آواز.

اما فقط مسائل تکنیکی و آهنگسازی و رهبری و آواز خوب و نوازندگی عامل آن است؟

از نظر من این گونه نیست. ارکستر سیمرغ، ارکستری است که عنصر انسانیت و مهربانی در آن به شدت دیده می شود.

به یاد دارم روز اولی که حمید متبسم سرتمرین آمد نزدیک به چهار ساعت فقط درباره ی این پروژه با شور و نشاط و دل گرمی سخن گفت و برق خوشحالی ئی  که ثمره ی چهار سال آهنگسازیش داشت به بار می نشست در چشمانش نمایان بود و فقط از خوشحالی نگریست. همان خوشحالی را داشت که وقتی پدری شاهد آن است فرزندش پس از تولد اولین کلمات را برای تکلم آغاز می کند.

 

تمام نوازندگان با ساز سر ارکستر آمده بودند که بنوازند چرا که در اکثر مواقع رسم نیست آهنگساز یا رهبر ارکستر این چنین در مورد کار صحبت کنند و یا اگر هم صحبتی شود اول صحبت پول و دستمزد و چک و سفته و تعهد کتبی است تا عشق و عشقبازی با تک تک نت های پارتیتور و باز به یاد دارم متبسم تک تک نت های پارتیتور را برایمان مضراب زد و توضیح داد، همچنین درویشی بسیار دقیق کوک سازها را مورد بررسی قرار داد که کمتر شاهد چنین وسواسی در گروها و ارکستر ها هستیم.

اولین مسئله ای که برای هر نوازنده در بدو ورود به هر ارکستری در دنیا وجود دارد، تست برای نواختنش است و این مرحله، از مهم ترین بخش های یک کار اجرایست.

قاعده این است که آهنگساز یا رهبر ارکستر کمتر ریسک می کنند و هیچ نوازنده ای را بدون تست در ارکستر نمی پذیرند، آهنگسار سیمرغ رو به نوازندگان کرد و گفت من به تک تک شما که به این جا آمده اید و دور هم جمع شده اید اعتماد کامل دارم و می دانم همه ی ما به خاطر موسیقی این جا حضور داریم و همه اعضای یک خانواده، به نام خانواده ی موسیقی هستیم و در کار متعهدیم و از هیچ کدامِ نوازندگان امتحانی به عمل نیاورد و در پایان سی دی از آثارش را که برای ما به یادگار آورده بود، به ما هدیه کرد.

در آن روزهای خوب وقتی به تک تک اعضای ارکستر نگاه می کردم همه آن ها هم از نظر اخلاقی و هم نوازندگی از چهره های جوان و خوب موسیقی بودند و در زمان استراحت همه با هم یک رنگ و صمیمی رفتار می کردند و هیچ کس از دیگری برتر نبود از رهبر ارکستر و آهنگساز و خواننده و نوازنده گرفته تا دیگر عوامل اجرا و این مسئله یی است که این روزها کمتر شاهد  آن هستیم.

متبسمِ از راه رسیده عنصر انسانیت و آراستگی و آرامش را در روزهای اولیه به ارکستر سیمرغ هدیه نمود و سیمرغ  نونهال ما با روحیه و اعتماد به نفس فراوان و به امید روزهای خوش، پس از سه روز تمرین سخن گفتن را آغاز نمود.

حال آهنگساز این پروژه در ایران نیست و محمد رضا درویشی با تعهد و مسولیت بار صدا دهی ارکستر را به دوش می کشد.

 درویشی از موسیقی دانانی است که  تمام ذهن و روحش موسیقی است و با اقتدار در سر کار حاضر می شود و تمام سعیش را برای بهروزی ارکستر می کند.

آری، وجدان و انسانیت رمز موفقیت این ارکستر به شمار می رود.

چند ماهی است از سیمرغ بی خبرم، امیدوارم راه به همان شیوه ی قبل ادامه داشته باشد و از همین تریبون به تمام دستندرکاران آن خسته نباشید می گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم و دستشان را به گرمی می فشارم.

امید است بقیه ی گروه ها و ارکستر های ایران عزیز این گونه رفتارها را سر لوحه ی کار خود قرار دهند چرا که در آخر صدای انسانیت یک ارکستر ست که باقی خواهد ماند.

 

انتشار یافته در مجله مجازی شماره 6 موسیقی ایرانیان، فیس بوک



نظر شما چیست؟

لطفا نظر خود را فارسی بنویسد.