کاری که نقد میشود، حتماً ارزش دارد که نقد میشود
برای کنسرت دادن در ایران لحظهشماری میکنیم
دوران کار ما با هیچ خوانندهای به سر نیامده است

حمید متبسم تنها عضو باقیمانده از هستهی اولیهی تشکیلدهندهی گروه دستان است. او را بهعنوان موسیقیدانی نوگرا میشناسند که سالهاست بهدنبال گشودن دریچههایی تازه بهسوی موسیقی سنتی است. تارنوازی متبسم را هم نه به سرعت و قدرت، که به احساس و لطافتی میشناسند که در مضرابهایش نهفته است. برای چهارمین ویژهنامهی «شجریانیها»، گفتوگویی را بهصورت مکتوب با ایشان انجام دادهایم و از راز ماندگاری گروه دستان پرسیدهایم؛ گروهی که در سال ۱۳۷۰ پایهگذاری شده و اینک بهعنوان یکی از قدیمیترین گروههای موسیقی اصیل ایرانی شناخته میشود.

نزدیک به دو دهه است که در جامعهی موسیقی ما صحبت از گروه دستان بوده و هست، و این گروه به یکی از پرکارترین گروههای موسیقی ایرانی تبدیل شده. دوستداران موسیقی کمابیش از تاریخچهی این گروه مطلع هستند؛ اما این بار دوست داریم از زبان شما بشنویم که چه شد جرقهی تشکیل گروه دستان در ذهن شما زده شد؟ اعضای اولیهی آن چه کسانی بودند و چرا در طول این سالها شاهد تغییرات زیادی در این گروه بودیم؟
آغاز دستان به سال ۱۳۶۹ برمیگردد. دو سه سالی بود که در اروپا اقامت داشتم و بعد از چند سال دوری به دعوت پرویز مشکاتیان دوباره به همکاری گروه «عارف» درآمدم، «مژده بهار» را کار کردیم و با ایرج بسطامی در چند شهر اروپا بهروی صحنه بردیم. این همکاری موجب آشنایی نزدیکتر من و محمدعلی کیانینژاد شد. فکر بهراه انداختن گروهی مانند دستان را با او در میان گذاشتم و استقبال شد. با بهنام مناهجی، مرتضی اعیان و کیهان کلهر هم در این مورد گفتوگو کردم و اولین تور کنسرت را با گروهی بدون نام در اروپا برگزار کردیم که از نظر معنوی بسیار مورد استقبال و توجه شنوندگان قرار گرفت. پس از تور اروپایی تصمیم بر این شد که این برنامه را به آمریکای شمالی هم ببریم و همان وقت در گفتوگویی با محمدعلی کیانینژاد و به پیشنهاد او، گروه را دستان نامیدیم. بهنام مناهجی پس از تور اروپایی ما را همراهی نکرد و بهجای او در کنسرتهای کانادا و آمریکا کاظم داوودیان همراه ما بود. بازتاب برنامههای ما در آمریکا و تشویق مردمی که این برنامه را دیدند عشق و اعتقاد ما را به کارمان بیشتر کرد و در همانجا فکر تور بعدی مطرح شد.
در سال بعد حسین بهروزینیا به ما پیوست و یار همیشگی دستان شد. غیر از او بیژن و پشنگ کامکار هم در دو دورهی بعدی همراه ما بودند و بهعلاوهی آنها اردشیر هم آمد و با ترکیب بزرگتری «بوی نوروز» را در ایران بهروی صحنه بردیم و ضبط کردیم. در دورههای بعدی، برخی بهدلیل اختلاف سلیقه در ادارهی دستان و بعضی بهدلیل علایق دیگرشان دستان را ترک کردند. کیانینژاد هم رفت و دو سالی فعالیت ما در کارهای دونوازی و سهنوازی خلاصه شد تا اینکه در سال ۱۹۹۵ میلادی (۱۳۷۴) با ترکیب بهروزینیا، اعیان، کلهر، من و حدادی که تازه به ما پیوسته بود توری را با شهرام ناظری تدارک دیدیم و این همکاری موفق بهمدت شش سال ادامه پیدا کرد و به ترتیب آلبومهای «سفر به دیگر سو» و «ساز نو آواز نو» را ارائه دادیم و بارها در ایران، مراکش، اروپا و آمریکای شمالی بهروی صحنه رفتیم.
در این بین مرتضی اعیان در سال ۷۶ بهدلایل شخصی و کیهان کلهر در سال ۷۸ بهدلیل فعالیتهای دیگر موردعلاقهاش دستان را ترک کردند و بهنام سامانی و اردشیر کامکار که قبلاً هم با ما همکاری داشتند همراه ما شدند. این تغییر و تحولات تا سال ۱۳۸۰ ادامه پیدا کرد تا اینکه اردشیر هم بهدلیل برنامههای فشردهاش با گروه خانوادگی، مجبور به ترک دستان شد. همزمان با آخرین همکاریهایمان با اردشیر کامکار، با سعید فرجپوری که سابقهی آشنایی و دوستیمان به دوران «چاووش» برمیگردد تماس گرفتیم و با آمدن او ترکیب ما به شکل امروزی ثابت شد و از سال ۸۱ به بعد با بهدست آوردن فرمی همدل و مطلوب، فعالیتهای ما چند برابر شد؛ «حنائی» را با همکاری سیما بینا، آلبومهای «شوریده» و «گل بهشت» را با پریسا، «لولیان» را با شهرام ناظری، «دریای بیپایان» و «به نام گل سرخ» را با سالار عقیلی و «قیژک کولی» و «خورشید آرزو» را با همایون شجریان ارائه دادیم.
در سالهایی که گذشت همکاران دیگری هم به ضرورت و نیاز به دستان یاری دادند که اگر درست بهخاطر داشته باشم و نام کسی را فراموش نکنم، سیامک نعمتناصر در اجرا و ضبط بوی نوروز، مسعود شعاری و رضا قاسمی در اجرای یک تور با شهرام ناظری و پدرام خاورزمینی که در غیاب کوتاهمدت پژمان حدادی جای او را پر کرد، با دستان همکاری داشتند. ما همیشه سپاسگزار همکاران گذشتهی دستان هستیم و قدر میدانیم. تمامی همکاران قدیم، هنرمندانی شاخصاند؛ ولی دستان و یا هر اجتماع دیگری به مثابه پیکریست که نیازمند عضو مناسب خودش است و هر عضو باید با اعضای دیگر مناسبت و هماهنگی داشته باشد. همانگونه که انسان تغییر میکند و متحول میشود، پدیدههای ساختهی دست او نیز تغییر میکند. گروه دستان امروز، نتیجهی فعل و انفعالات دیروز است و اعضا و اجزای امروز دستان به زحمت و صبر گرد هم آمدهاند و پیکر دستان امروز مانند درخت تنومندی است که به هر طوفانی نمیلرزد.
کمی از فراز و نشیبهای گروه دستان برای ما بگویید، از استقامتها و از خودگذشتگیهایی که در راه این گروه به خرج دادید؛ از برخورد مخاطبین غربی با این گروه و حفظ و پایداری این گروه در جامعهی مدرن غرب.
فکر میکنم که بخشی از این پرسش را در پرسش قبلی پاسخ دادهام. تا بیست و چند سال پیش موسیقی ما در خارج از ایران شناخته شده نبود و با توجه به تفاوتهای صوتی و شیوهای موسیقی ما با موسیقی غرب در ابتدای راه با کار ما و گروههای دیگر موسیقی ایران بهعنوان پدیدهای تازه و کنجکاویبرانگیز برخورد میشد؛ اما با گذشت زمان و آشنایی شنوندهی غیرایرانی با موسیقی ایران، گروه بزرگی از غربیها شنوندهی پابرجای موسیقی ما شدند و عدهای هم حتی به فراگیری موسیقی ایران روی آوردند و از آنجاییکه گروه دستان از فعالترین گروههای موسیقی ایرانی در خارج از کشور است، طرفداران بسیاری در میان غیرایرانیان دارد و نام دستان معرف نوع مشخصی از موسیقی ایرانی است.
فکر میکنید روند پیشرفت دستان چه در ایران و چه در خارج از ایران به چه شکل بود؟
دستان با بوی نوروز جای ویژهای در میان شنوندگان ایرانی پیدا کرد و از آن پس با بهکار بستن این رویه که دستان مختص به خوانندهای نباشد، کارهایی را ارائه دادیم که از یک طرف همگی مُهر و کیفیت دستان را دارند و از طرف دیگر متنوعاند. با وجود همهی پستی و بلندیها و تغییرات در گروه که در کیفیت کار ما در دورههای مختلف بیتأثیر نبوده، بهتدریج تبدیل به معرف و ارائهدهندهی نوعی از موسیقی ایرانی شدیم که مختص دستان است.
گروه دستان برندهی چند جایزهی جهانی هم شده است؛ لطفاً کمی در خصوص این جوایز بگویید.
در سال ۱۹۹۷ برنامهی ما با شهرام ناظری بهعنوان بهترین برنامهی فستیوال فِز معرفی شد و در سال ۲۰۰۳ آلبوم «شوریده» با خانم پریسا ابتدا از طرف مجلهی موسیقی «لوموند» فرانسه بهعنوان «شوک موسیقی سال» مطرح شد و بعد از طرف وزارت فرهنگ آن کشور دیپلم بهترین موسیقی کلاسیک شرقی را دریافت کردیم. اخیراً هم آلبومهای «قیژک کولی» و «خورشید آرزو» به خوانندگی همایون شجریان که توسط یک کمپانی آمریکایی در یک آلبوم ارائه شده، از طرف سازمان معتبر نقد صفحهی آلمان بهعنوان بهترین آلبوم سال ۲۰۰۹ در سبک «موسیقی جهانی» انتخاب شده است.
گروه دستان تا بهحال با چه ارکسترهای غربی همکاری داشته است؟
پروژهی «نوای مشترک» به تنظیم محمدرضا درویشی از آثار آهنگسازان دستان برای ارکستر سمفونیک بود که یک بار با ارکستر فیلارمونیک لیژ در بلژیک اجرا شده و این فعلاً تنها همکاری ما با یک ارکستر غربی بوده است. البته این پروژه هنوز جوان است و ما امید داریم که پیشنهاداتی از طرف ارکسترهای معتبر دیگر دریافت کنیم.
همیشه در بروشورها و سیدیهای دستان، نام گروه دستان، نام آهنگساز، نوازندهها و خواننده ذکر میشود؛ اما اسمی از سرپرست گروه به میان نمیآید و به ندرت این موضوع مطرح شده. علت این کار چیست؟ آیا گروه دستان بدون سرپرست است یا همهی اعضای گروه سرپرست آن هستند؟ این موضوع که گروه بدون سرپرست است، مشکلاتی در کار ایجاد نمیکند و گروه را دچار ضعف مدیریتی نمیسازد؟
مدیریت و سرپرستی دو وظیفهی جدا از هماند. این پرسش سالهاست که طرح میشود و پاسخش را ما بارها دادهایم. مدیریت هر تور را در هر قارهای رابط و برگزارکنندهی گروه بهعهده دارد. بهعنوان مثال تا کنون در اروپا بهعهدهی من بوده و در آمریکای شمالی بهعهدهی حسین بهروزینیا. اما سرپرستی فنی و موسیقایی واقعی را در هر کاری باید آهنگساز آن اثر بهعهده داشته باشد. اما به هر حال در هر دو مورد جای مشورت در گروه دستان همیشه باز است و حرف همهی همکاران قابل شنیدن.
در سال ۸۷ گروه دستان به خوانندگی همایون شجریان در تهران به اجرای برنامه پرداخت. شاید بتوان از این اجرا بهعنوان یکی از دشوارترین اجراهای دستان یاد کرد؛ چرا که در این اجرا بسیاری سعی کردند در کار ضعف ایجاد کنند و بهقولی کارشکنی کنند. در شب دوم حدود ۴۵ دقیقه برق قطع شد و همچنین در حین اجرای کنسرت هم این اتفاق تکرار شد که حتی مجبور شدید ترتیب برنامهها را عوض کنید. واقعاً فشار روحی سختی به دستان وارد شد؛ البته که مردم با تمام سختیها از کنسرت استقبال کردند و خم به ابرو نیاوردند، اما بعد از این اجرا، گروه دستان سکوت کرد و در برابر این همه خستگی تحمیل شده بر آن خم به ابرو نیاورد! حالا که بیشتر از یک سال از این موضوع میگذرد از شما دو سؤال در این زمینه دارم؛ چرا گروه دستان بعد از آن وقایع تلخ سکوت اختیار کرد و آیا دستان از اجرای برنامه در ایران مأیوس شده و دیگر در ایران کنسرت اجرا نخواهد کرد؟
خیر، گروه دستان دیگر مال من و فرجپوری و حدادی نیست؛ گروه دستان یکی از گروههای متعلق به فرهنگ ایران و مردم ایران است و باشکوهترین کنسرتهای ما در ایران بوده و خواهد بود و ما برای کنسرت دادن در ایران لحظهشماری میکنیم. تنها ما نیستیم که در ایران با مشکل روبهرو هستیم. همهی هنرمندان برای ارائهی کار خود مشکل دارند و اگر قرار باشد که بهخاطر این مشکلات کنارهگیری کنند، مردم چه باید بکنند؟ اعتراض ما نیز مثل اعتراض همهی مردم است و صبوریمان نیز.
بسیاری از جوانان بعد از تشکیل گروه دستان از این گروه الگوبرداری کردند و آنسامبلهای کوچکی با همین ترکیب و با همین نوع تنظیمات، به استفادهی بسیار محسوس از ریتم و انواع سازهای کوبهای پرداختند؛ نظر شما در این باره چیست؟ آیا این کار را خوب میدانید یا خیر؟
سیر تحول و پیدایش شیوهها و مکاتب مختلف هنری در تاریخ اینگونه بوده و خواهد بود. گروهی با تفکری میآیند و بدعتی میگذارند و با توجه مردم و هنرمندان جوان، آن شیوه جا میافتد و برای خودش مکتبی میشود. ما هم فرزند هنری گذشتگان خویشیم و فقط شاید در این زمینه قدمی به پیش رفته باشیم. حالا باید دیگران از پایان راه ما شروع کنند و باز هم به پیش بروند.
آیا خود گروه دستان در مراحل اولیه از گروهی الگوبرداری کرده بود؟ حالا فرق نمیکند چه این گروه ایرانی باشد، چه خارجی.
یک بخش شکلگیری امروزی دستان ضرورت و بخش دیگر امکانات بوده؛ ولی ما سعی کردیم از مجموع اینها بهترین برداشت را داشته باشیم. در واقع در گذشته گروهی بهشکل ترکیب امروزی دستان وجود نداشته؛ ولی مسلماً ما چگونه همنوازی کردن را از گذشتگان و برجستگان این هنر آموختهایم.
در آلبوم ساز نو آواز نو، برای اولین بار شیوهای جدید از اجرا و آواز و همچنین جواب آواز را شاهد بودیم که خوانندگی آن را جناب شهرام ناظری بر عهده داشتند. آیا این شیوهی خواندن و اجرا پیشنهاد آقای ناظری بود یا پیشنهاد اعضای دستان به ایشان؟ چهطور بود که گروه دستان حاضر به اجرای این فرم نوآورانهی موسیقی شد و از تیغ برندهی نقد نترسید؟ چون در بین موزیسینها و ردیفدانان ایران افراد متعصبی وجود دارند که موسیقی ایرانی و گروههای ایرانی و همچنین ردیف ایران را یک چیز میدانند و آن همانی است که از پیشینیان به ما رسیده. طرز فکر شما در این باره چگونه است؟
سعی ما همیشه بر این بوده که از علایق و تواناییهای هر خواننده در کار با او بهره بگیریم و خوانندگان هم در دوران کارشان با دستان عضو صاحبنظر گروهند. کار ما با شهرام ناظری تأثیرات متقابلی بر طرفین داشته و شیوهی کار ما با ایشان نتیجهی یک تقابل و همفکری جمعیست. اما در ارتباط با نظرات و نقدها باید گفت که تعصب مانع پیشرفت است و ترس از انتقاد با روح پویای هنر هماهنگی ندارد. شما هیچگاه نمیتوانید اثری به وجود بیاورید که مورد توجه همگان باشد و پاسخگوی ذائقهی همگان باشد. ولی نقد اگر منفی و مثبت، با رعایت اصول نقادی نگاشته شود، میتواند به پدیدآورندهی هنر کمک کند و در آگاهی مردم هم مؤثر باشد. البته متأسفانه در ایران این مسئله به رشد کافی نرسیده و خیلیها با طرح سلیقهی شخصی خودشان بدون رمزگشایی دقیق و تخصصی یک اثر، بهکار نقد مشغولند. من نمیخواهم مدعی شوم که کار ما با شهرام ناظری بدون نقص است؛ بلکه تلاشیست برای یافتن راهی دیگر و بدیهی است آنکه کاری میکند، مرتکب اشتباه هم میشود. اگر شما کارهای تجربهشدهی گذشته را تکرار کنید، مسئولیت شما فقط محدود میشود به اجرا و نه آهنگسازی و فرم و غیره. کار نو ولی جان میخواهد و دل؛ کسی که دل و جان دارد، ترس ندارد و با اعتماد به نفس تلاش میکند. با این همه گوش ما برای شنیدن نقد اصولی باز است و آن کاری که نقد میشود، حتماً ارزش دارد که نقد میشود.
این سؤال، سؤال شخصی من است و اگر دوست دارید میتوانید آن را بیجواب بگذارید. از بین آثار تولیدشدهی دستان کدامیک را بیشتر دوست دارید و هنوز گوش میکنید و چرا؟
ما کارهای خودمان را در موقع تولید و اجرای صحنه بارها میشنویم و پس از یک دورهی کنسرت و تولید اثر دیگر توان شنیدن آن را بهطور مستمر نداریم! بیشتر ترجیح میدهیم که گوش و هوشمان را تازه کنیم. من گاهی دلم برای کاری تنگ میشود و دوباره آن را گوش میدهم و یا موردی پیش میآید که باید گوش کنم؛ ولی نمیتوانم بگویم که چه اثری را بیشتر دوست دارم و یا بیشتر گوش میکنم.
اهداف آیندهی گروه دستان چیست و آیا اعضای آن ثابت هستند؟ دستان تقریباً با تمام خوانندههای خوب ایران (چه زن و چه مرد) کار کرده؛ آیا بهدنبال صدای جدیدی میگردد؟
دوران کار ما با هیچ خوانندهای به سر نیامده و ممکن است دوباره با خوانندگان قدیم دستان کار کنیم. بهعلاوه همکاری ما با همایون شجریان و سالار عقیلی هنوز جوان است و جای کار بسیار دارد؛ در نتیجه فعلاً طرح دیگری نداریم. ترکیب گروه دستان هم به شکل پیش میماند؛ اما در برخی آثارمان ممکن است از اعضای مهمان هم استفاده کنیم. همانگونه که در «به نام گل سرخ» شنیدید. برنامههای بعدی ما هم به ترتیب در ماه آوریل ۲۰۱۰ با به نام گل سرخ و سالار عقیلی در اروپا و با قیژک کولی و خورشید آرزو با همایون شجریان در چند فستیوال است. البته کارهای تازهای هم با این دو خواننده برای آینده در نظر داریم.
آیندهی موسیقی ایران و گروههای ایرانی را چگونه میبینید؟
من اهل زمان حالم و توان و روحیهی پیشبینی ندارم.